|
به گزارش ايرنا ، آيت الله حائري شيرازي در بيان ديدگاههايش پيرامون علوم انساني در غرب و توطئه يا توهم توطئه عليه اسلام و انقلاب اسلامي خاطر نشان کرد: شايد سؤال شود که اگر غرب طرح داشت، وارد عراق و افغانستان نميشد تا امروز براي خروج از اين کشورها نياز به کمک ما داشته باشد. اما براي اين موضوع هم دليل و طرح دارد. وي اضافه کرد: بايد دانست که غرب از نظر سازماني مستقل از سازمان مديريت يهود نيست و سازمان يهود چه به وسيلهي يهود و چه مسيحيان وابسته، عموماً در مديريت تمام اين سازمانها نقش دارند. غرب بر مبناي دريافت ماليات از سرمايهداران اداره ميشود و عموماً رشتههاي ثروت در دست همين سازمان است. سازمان يهود، مسيحيت را در خود هضم کرده، بهدنبال هضم اسلام است که مشکل يهود با مسيحيت حل شده است . آيت الله حائري شيرازي خاطر نشان کرد: در قرآن، نسبت به يهود بهصراحت تعرض شده است ، آنها تغيير قرآن و تحريف قرآن را بهصورت تغيير لفظ حتي با حذف يک "واو" خواستند، اما نتوانستند. اسلام و مسلمان براي آنها خطر بالقوه است. آنها بهدنبال اين هستند که مسلمانان مثل خوره به جان هم بيافتند و يکديگر را درو کنند. رئيسجمهور آمريکا از بالا در فرمان آن سازمان جهاني است و وقتي وارد عراق ميشود براي بهحرکت درآوردن کارخانه آدمسوزي است. بايد عراقي، عراقي را بکشد تا خسته شود. براي آنها فرق نميکند قاتل کيست، مقتول کيست. مهم اين است که آنها مثل مسيحيان، صهيونيست مسيحي نميشوند. نماينده فارس در مجلس خبرگان تصريح کرد: وقتي ايران از اقمار آمريکا بود، هدف از جشن تاجگذاري و جشن دوهزار و پانصدساله، احياء ارتباط کوروش با يهود بود که تاريخ تکرار شود و تحت عنوان راه نياکان ايران در خدمت صهيونيسم جهاني باشد. طبيعتاً اجازه ميدادند شاه عربده بکشد و حرف از آزادي و دروازهي تمدن بزرگ کند ، قيمت نفت را بالا ببرد، در مقابل، اسلحه بخرد و برق هستهاي داشته باشد و در منطقه، افسر و اشرف بر اعراب باشد. به دليل اينکه أقرب الي اسرائيل است. وقتي برخلاف حساب و کتاب و پيشگوييها و پيشبينيها نهضت آزاديخواهي اسلامي و نداي حکومت جهاني اسلام بلند شد. هرچه توانستند، ساواک را تقويت کردند و انقلاب سفيد را براي خواباندن عدالتخواهي و آزاديخواهي به راه انداختند، اما ثمر نبخشيد و پيرمرد هفتاد و چندساله که در عزاي ثمرهي عمرش نشسته بود و به نظر آنها آفتاب لب بام بود را تحمل کردند تا شايد بهوسيلهي نفوذيها بتوانند مهارش کنند و يا جانشين سادهاي براي او بتراشند. وي با بيان اينکه در ظاهر هر آنچه مردم خواستند و در باطن، آنچه خودشان گفتند، عمل شد اضافه کرد: بالأخره نفوذيها رو شدند و ديگران هم کنار زده شدند گروهکها ماندند و درو کردن شخصيتها ، ظرفيت گروهکها در حد براندازي نبود، ضربههايي کاري وارد کردند اما کشنده نبود. انقلاب زخمي شد، اما بهبود يافت و به برکت شهادت هفتاد و دو تن از شخصيتها، لااقل در مقابل گروهک منافقين بيمه شد و حتي به مقدار زيادي در مقابل انواع التقاط واکسينه شد. همانطور که واکسن آبله ابتدا تب ورود آبله به بدن دارد، ولي بعد، دستگاههاي بدن با ساختن ضد آن آمادگي براي مقابله با حملات دستهجمعي ميکروب پيدا ميکنند. در عقائد و افکار هم همين واکسينه شدن صادق است. در هر موج حملهي اعتقادي، ابتدا ريزش است و اين زماني است که ميکروب بيخبر وارد شده و هويت آن شناخته نيست و ابزار دفاعي براي پاتک و ضدحمله آماده نيست. اما دستگاهها مطالعه ميکنند، آزمايش ميکنند و ضدميکروب را توليد ميکنند و در انبارها براي روز مبادا ذخيرهسازي ميکنند. آيت الله حائري شيرازي در ادامه خاطر نشان ساخت: انقلاب در ابعادي از التقاط در مقابل فتنهي گروهکها بيمه شد جنگ عراق با ما از طريق صدام پيش آمد هدف محرکين صدام اين بود که ايران متوسل به آمريکا شود، همانگونه که عربستان متوسل به آمريکا شد. امام انسانشناس بود و در علوم انساني متبحّر بود و ميدانست هدف اوليهي جنگ، نزديک کردن ايران به آمريکا است. دانشمندان متبحّري در علوم انساني غرب پشت جريانات برعليه ما هستند متأسفانه دانش علوم انساني در کشور ما توليدي نيست ، دانشمندان ما مبنا ندارند و نميتوان با آنها وارد بحث علوم انساني شد ، چون ترجمهي ناقص و کپيبرداري ضعيفي از نظرات غربيها کردهاند. آنها اگر اسرائيل را در منطقه جا انداختند، فکر همهي اين مخاطرات و خطرات را کرده بودند. آنها در توليد علم به جاهاي پايه رسيدهاند. آنها دين خلق ميکنند، حزب خلق ميکنند. وقتي انسان بيتقوا در علوم انساني چيره شد، خيلي بيش از علوم تجربي معما حل ميکند و حتي انسان را تبديل به ابزار ميکند. اگر عالِم علوم تجربي روبات ميسازد، ماشيني درست ميکند که مثل انسان عمل نمايد، دانشمند بيتقوا در علوم انساني که مولد علم باشد، مبنا داشته باشد، مترجم نباشد، از انسان روبات ميسازد که بيا و ببين. باورش ميشود که شاه و صدام ديروز و بنلادن و سلاطين و رؤساي جمهور اين همه کشور عربي و اسلامي، همه روباتي در دست و مهرههاي آنها هستند. آيت الله حائري شيرازي با بيان اينکه آنها بعد از شاه ميخواستند مليگرايان را چون روباتي در دست داشته باشند، ولي نشد اضافه کرد: تا در علوم انساني صاحب مبنا نباشيم، با خواندن و ترجمه کردن توليدات اروپا، دانشمند صاحب مبنا در علوم انساني نميشويم. دانشمند، راه حق و باطل دانشمند را ميفهمد؛ با سياهيلشکر به تنهايي کاري از پيش نميرود. آيا اين اعجاز علوم انساني نيست که دانشمندان غرب در علوم انساني توانستند شوروي را که تهديد جدي براي آنها بود، بدون يک فشنگ و يا يک بمب و يا هزينهي آنچناني، فروپاشي آن را پيشبيني کنند و با بعضي راهکارها اين فروپاشي را تسريع نمايند. جماعت سازماني يهود يا صهيونيزم جهاني، عالمانه و انسانشناسانه با اسلام و مسلمين برخورد ميکنند. مقابله و مقاومت عوامانه بيش از آنکه به ضرر جماعت سازمان صهيونيزم جهاني باشد، به نفع او خواهد بود. نفوذ آنها در سازمانهاي جهاني توهم توطئه نيست و اين قضايا تازگي ندارد. وي با تاکيد بر اينکه اين ها توهم توطئه نيست، اين حقيقت برهنه است خاطر نشان ساخت: نفوذ يهود در ايران به قبل از اسلام، و به موضوع استر و مردخاي در تورات برميگردد که چگونه يک زن زيباي يهودي که معشوقهي سلطان ايران شده، تحت تعليم يک عالم يهودي، چگونه قدرت اين کشور را در خدمت مقاصد يهودي درآورده است. اين توطئه است يا توهم توطئه. تا قبل از تأسيس دولت يهود در فلسطين شمالي، اين حزب صهيونيستي، سرچشمههاي علم و مال را به تصرف خود درآورده بود. اين توطئه است يا توهم توطئه؟ در کشور خودمان و قبل از پيروزي انقلاب، مرحوم آيتالله طالقاني به شيراز آمده بودند. از ايشان دربارهي بهائيت سؤال شد. ايشان گفتند يهود جامعهي بستهاي است. کسي را دعوت به يهودي شدن نميکند، اما نياز دارد که در همهجا حضور داشته باشد. تأسيس يک مذهب مصنوعي که در آنجا تحت تعليم قرار گيرند و در اختيار يهود باشند و ضمناً کانون يهود کاملاً بسته بماند. آنها در ايران مذهب بهائيت را راهاندازي کردند که بهوسيلهي آنها مسلمانان را تحت امر داشته باشند و مسلمانان حق نفوذ در بين آنها نداشته باشند. به همين جهت بهائيت را در ايران و وهابيت را در عربستان تأسيس کردند. وهابيت و بهائيت، توطئه است يا توهم توطئه؟ وي ياد آور شد: وهابيت در گذشته در مسئلهي کفر به طاغوت کم ميآورد براي حل مشکل کفر به طاغوت سلفيها خلق شدند. اينها جنگ يا کفر را و کفر به طاغوت را بر مبناي بازگشت به پسر سلف صالح برگزيدند و گروههاي تکفيري پيدا شدند. از خصوصيات آنها اين است که هم با کفار بجنگند هم با رافضيه. آيا اين توطئه است يا توهم توطئه که قهرمان مبارزه با طاغوت و کفر جهاني گروههاي سلفي ذيکفري، امثال القاعده و طالبان باشند. انعکاس اعمال خشن اين جماعت، اسلام در حال پيشرفت را زير سؤال ميبرد که اسلام دين خشونت است. اين مبنا داشتنِ دانشمندان علوم انساني غرب است که راه نفوذ در کشورها را به صورت علمي و استوار پيريزي ميکنند. مبارزه با اسلام را عالمانه و با تدبير انجام ميدهند و براي ايجاد ذهنيت در مسيحيت بر ضد اسلام، برنامه حسابشده و عميق و دقيق دارند که تصادفي نيست. در کشورهاي اروپايي، مسلمان به چه صورت به چشم ميخورد ؟ مرد مسلمان با داشتن هجده نوزده فرزند از محل تشويق به فرزند سوم به بالا ارتزاق ميکنند و زندگي با آن اداره ميشود و مسيحيان خبر دارند اما زن مسلمان در بازارها و خيابان به صورت پوششي که روزنهي مشبکي براي ديدن چشم دارد و چنين نشان بدهند که اين هم زن در اسلام. آيا اين توطئه است يا توهم توطئه؟ اينکه غرب اصرار عجيبي دارد که بگويد اسلام يعني طالبان و القاعده، اين توطئه است يا توهم توطئه؟ وقتي قرآن سر نيزه رفت و ياران نفوذي معاويه فرياد کردند، ما روي قرآن شمشير نميکشيم، ما براي قرآن ميجنگيم و جوانان حافظ قرآن که اصل و اساس قدرت رزمندگي لشکر علي(عليهالسلام) را تشکيل ميداد، دستهجمعي پذيرفتند و دور علي(عليهالسلام) را گرفتند و گفتند اگر جنگ را تعطيل نکني با تو خواهيم جنگيد. مالک وقتي محاصره شدن علي(عليهالسلام) را به وسيلهي جوانان حافظ قرآن و قرّاء بصره ديد، گفت داغ پيشاني شما ما را فريب داد. ما اگر پايهي اعتقادي جوانان خود را محکم نکنيم، به وسيلهي اساتيد علوم انساني خودمان به روباتي مخلص و فداکار براي اهداف غرب تبديل خواهند شد. تربيت سطحي زمينهساز ريزش است ، علوم انساني وارداتي پايه و اساس ريزشهاست. ما نبايد منکر تواناييهاي علوم انساني شويم. قرآن خواندن و قرآن حفظ کردن بدون داشتن قدرت تدبّر و فهم عميق و بصيرت کافي، از انسان مخلص روبات ميسازد و ما نميتوانيم غرب را ملامت کنيم که چرا در علوم انساني پيش رفتهايد؟ آنها مرتباً کار تحقيقاتي ميکنند و علم انساني را توليد ميکنند. ما هم مرتباً ترجمه ميکنيم و آمادهخوري ميکنيم. ما بايد هزينهي توليد علوم انساني را بپردازيم. اين زرنگي نيست که آنها توليد کنند و ما توليدات آنها را مرتباً ترجمه کنيم. اگر عراق و افغانستان در مبارزه با صدام و طالبان از اتحاد با آمريکا طرفي بستند و بهجاي اينکه هزينهي مبارزه با صدام و با طالبان را خودشان بپردازند، با اتحاد با آمريکا به اين مهم دست يافتند، بايد تاوان آن را بپردازند. عيناً ما هم تا زماني که علوم انساني را با مباني خودمان توليد نکنيم و به ترجمه اکتفا کنيم، بايد تاوان آن را بپردازيم. شما گمان ميکنيد مشکل عالم اسلام چيست که اينقدر عقب مانده است؟ چرا اکثر کشورهاي اسلامي با داشتن اين همه منابع ثروت، اينقدر فقيرند؟ چرا زيرساختهاي اقتصادي در کشورهاي اسلامي آماده نميشوند؟ قرآن که تحريف نشده است. قانوناً بايد تورات و انجيل تحريفشده را در زمان کوتاهي از ميان بردارد. چرا پيروان کتاب تحريفنشده، آلت دست پيروان کتاب تحريفشده قرار ميگيرند؟ اينها نقصي دارند که آلت ميشوند و آنها هنري دارند که ميتوانند ديگران را استعمار کنند. آنکه استعمار ميشود، جاهل است و آنکه استعمار ميکند، عالم است. جاهل مستعمرهي عالم است و نميتواند از حکومت او فرار کند. آيت الله حائري شيرازي خاطر نشان کرد: علوم انساني همين تفاوت عالم و جاهل را نشان ميدهد. با علوم انساني است که استعمارگران مرتباً روش استعمار خود را با کمر همّت بستهتر و نحوهي دوشيدن خود را جامعتر و کاملتر ميکنند. علوم انساني است که با پيشرفت آن، جنگ نظامي را به شرکت تجاري و استعمار و جنگ اقتصادي را به استعمار و جنگ فرهنگي مبدل ميکند و وقتي استعمار فرهنگي به بار نشست، آخر رحمت و اول راحت است |